پژوهشكده تحقيقات اسلامى

42

سرداران صدر اسلام (فارسى)

پالايش و استخراج شود . و تنها پس ازگشوده شدن اين گره‌ها و كنار رفتن ابرهاى تيرهء ابهام است كه شخصيت واقعى فرماندهان نيز جلوه گر مىشود . حمزه نامدار آنچه مسلم به نظر مىرسد اينست كه حمزه نخستين فرماندهء عملياتى يك گروه كشتى - رزمى بوده كه از اهميّت بسيار والايى برخوردار است . داستان اين عمليات نشانگر شخصيّت فوق‌العاده و دشمن شكن اوست كه در وى جلوه گر است . عظمت حمزه آنگاه آشكار مىشود كه بدانيم عمليات وى نقطهء آغازين دوران نوينى است كه در آن « سياست گريز » جاى خود را به « رسالت ستيز » بخشيده است ، و از آنجاكه آغاز هر پديده حساس‌ترين دوران آنست ، بدينجهت اين عمليات نشانگر رادمردى و دليرى و چيرگى اوست . كاروان عظيم قريش رهسپار مكه بود ، و سرپرستى آن رامغرورترين و خودپسندترين وجنگ افروز ترين و افتخار دوست‌ترين فرد قريش كه از همه انعطاف ناپذيرتر وقلدرمنش تر به شمار مىرفت ، و داراى ويژگيهاى يك مرد سخت و خشك و شكننده بود ، و به حق مىتوان او را « ربّ النوع دشمنان اسلام » يا به قول پيامبر « فرعون امت » دانست به عهده داشت . و اين مرد كسى جز « ابوجهل » « 1 » نبود ، كه اكنون عهده دار حساس‌ترين مسؤوليت شغلى قريش

--> ( 1 ) . واژهء « جهل » در زبان عرب پيش از آنكه معادل واژهء « نادانى » باشد به معناى ظلم و ستم و ستيزه‌جويى وتندخويى و درشتى به كار رفته است ، و كاربرد آن در اين معنا در قرآن كريم و سخنان امامان عليهم‌السّلام و اشعار عرب فراوان است . و اين روحيه ستمگرى وپرخاشگرى در ميان اعراب جاهلى بسيار پسنديده و افتخار آفرين بوده است با اين مقدمه معلوم مىشود كه كينه « ابوجهل » براى عمروبن هشام بن مغيره كه قبلًا « ابوالحكم » ناميده مىشده كنيه‌اى قرار دادى است و بدين معنى است كه او پدر ستم پيشگى و زورگويى و درشت خويى بوده است .